تبليغاتX
یه عشق داریوش
یه عشق داریوش
وبلاگ عاشقان داریوش
.......

اى درد من انديشه كن آرام آرام!

خواهان شب بودى تو اينك مى‏رسد شب‏

در چادر ظلمت بيارامند جمعى‏

جان گروهى آيد از اندوه بر لب‏

آندم كه دو نان بيخود و غافل روانند

در زير ضرب چوب دژخيمان لذت‏

تا از بساط جشنهاى بنده پرور

چينند ميوه، ميوه تلخ ندامت‏

اى درد با من سالهاى مرده را بين‏

در جامه‏هاى كهنه ايوان گردون‏

بنگر تأسف را كه بر لبها تبسم‏

از ژرفناى آبها سر مى‏كشد چون!

خورشيد اينك جان سپارد زير طاقى‏

گويى كه مى‏پوشند مشرق را كفنها

بشنو عزيزم! بس دلاويز است، بشنو

بشنو صداى دلنشين پاى شب را

(محمد آصف)

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 21:21  توسط مسلم  | 

 

جلوی آینه نشسته بود با عجله آرایش می کرد،لحظه ای به عمق چشمانش نگاه کرد آه از این چشم ها چه چیزهایی که ندیده بودند حلقه اشک چشم هایش باعث مکدر شدن دیدش شد،صورت گرد و سفیدش به دنبال چیزی در آینه می گشت.

در باز شدت باز شد و مرد بد هیبتی وارد اتاق شد.پوزخندی بر لب داشت.زن چشمانش را بست و خود را رها کرد...

قطرات اشک از چشمانش جاری بود مردم بی درنگ پول را جلویش انداخت و از اتاق خارج شد .

لحظه ای به اندامش خیره شد،احساس تنفر تمام وجودش را پر کرده ای کاش می توانست، لحظه ای ،ای کاش آرام کودکانش را در آغوش بکشد بدون هیچ دلهره ای یک شب مهمان خانواده اش باشد.

ای کاش میتوانست...

                                                         *****************

 

متولد ماه تاريک   

 

در تاریکی بی نظیر و گمراه کننده گور بود که متولد شد

در ابتدای درک لجنزار زندگی

 به وضوح  پستی وتباهی خورشید  را مشاهده کرد

حقیقت تلخ و نکبت بار معصومانه  زندگی را چشید

و فریاد های:"بیا آخرین روزت است" را خطاب به مادرش

 

 در روز تولدش مردان سپید پوش و مهربان ندید

حتی زنانی از جنس بلورو پاکی ندید

دروغ ندید

در ابتدای تولد مبهم و ماتش

گور کنی تهیدست با هزاران چین و چروک

روی پوستش و لباسهایش

 مادرش بود

 

 طلوع و غروبش یکی بو اما

زندگی

 چه معنای وسیع احمقانه ای دارد

گریان فریاد کشید:"می آییم آخرین روزمان است"

 

در گور بدنیا امد اما هرگز نفهمید

که مادرش اورا در گور بدنیا نیاورد

فقر اورا متولد گور کرد

و فقر بود که او را به ازهمسری گور گرفت

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 15:17  توسط مسلم  | 

حرفهايي با خدا قبل از حرفهايم با شما   

به نام پدر
پروردگارا ! دنياي عجيبي ست دنيايي كه ساخته اي را نميگويم ، از دنيايي حرف ميزنم كه ما جانشينان نالايق تو ساخته ايم . پروردگارا دلم از خودم گرفته !!! از انسان ؛ آنكه گاه همچون فرشته ايست و گاه از حيوان دني تر . اينك رو به سوي تو ميكنم كه تو تنها كسي بوده اي كه هميشه ، با همه هستي و ميدانم با هر كس آنگونه ميماني كه برايش بهتر است ، ميدانم اگر گاه از تو دور ميشوم تو خود اينگونه ميخواهي تا آن هنگام كه دوباره به سمت تو مي آيم عاشق تر باشم و بيشتر به تو و بزرگي هايت دل ببندم ، ميدانم كه هم اكنون اينجايي و ميدانم اكنون همان زماني ايست كه در كنار ساحل زندگي تنها يك رد پا باقي ميماند پس با تو سخن ميگويم :
خدايا ! به من ميگويند دوست داشته باشم و سپس از من ميخواهند به خاطر عشقم از دوست داشتن دست بردارم .
خدايا ! به من ميگويند از عشق دوري كنم و آنگاه كه به ديگري محبت مي ورزم حسادت ميكنند ؛ همان هايي كه مرا از عشق به خود منع ميكنند حسادتت ميكنند .
خدايا ! به من ميگويند به تنهايي عادت مكن و خود در صف اولين كساني هستند كه داغ تنهايي بر قلبم ميزنند .
پروردگارا ! به من ميگويند هميشه قلبت را سرشار از عشق نگهدار و هميشه قلبي زنده داشته باش و خود از من ميخواهند عشقي كه نسبت به آنان دارم در نطفه خفه كنم و يا از دل بيرون برانم و اگر اينگونه نكنم قلب تپنده ي من را زير پا ميگذارند و آن را بي تفاوت ميشكنند .
خدايا ! اينان همه ميخواهند زيبا باشم، زيبا ببينم، زيبا بخوانم و زيبا بنويسم ولي خود نه زيبايند ،نه زيبايي هايم را ميبينند ، نه سخن زيبا ميگويند و نه سرودي ريبا ميخوانند و نه چيزي زيبا مينويسند .
كه نه عاشق ميمانند و نه وفادار به عشقشان ، نه عشقي كه در ديگري هست را ميبينند ، و غير از سرود فراق و نامه هاي تلخ خداحافظي و جدايي چيزي براي خواندن و نوشتن ندارند .
خداوندا ! از من ميخواهند تنهاشان نگذارم و مرا تنها ميگذارند ، از من ميخواهند وفادار باشم تا خوشحال بمانند و خود مرا در غم فرو ميبرند با بي وفايي هاشان .
خدايا ! من از آنان مي خواهم اگر دواي درد نميشوند ، نمك بر زخم هم نباشند و آنان تنها براي من نقش نمك بر زخم را بازي ميكنند و گويا خوشنودند .
خدايا !!! بازي ميكنند ، چه راحت ؛ چقدر به راحتي با دلي بازي ميكنند كه سراسر عشق در خود دارد و به راه ميسپارند چشمي را كه جز خوبيهايشان نميبيند ، به سكوت ميخوانند زباني را كه جز ستايششان نميگويد و ميكشند ؛ آري چه بي رحمانه ميكشند وجودي را كه سراسر خوبي برايشان مي خواهد .
مهربانم ، اي تنها مهربان ، كه بي دريق مهر ميورزي نه براي رسيدن به ديگري با من هستي و نه براي هيچ چيز ديگر كنار من مي ماني ،كه تو به من نيازمند نيستي و همه به لطفت محتاج ، مي دانم اكنون كه ديگران نيستند تو هستي ، مي دانم كه تو اينجايي كنار من نزديك تر از هميشه ، مي دانم تو تنها كسي هستي كه هميشه صداي مرا ميشنوي و هميشه عشق مرا ميبيني ؛ تو خود نيك ميداني كه من هرگز اهل شكايت و شكوه از دست اين رنگين مردمان نيستم ، تو خود ميداني كه هميشه خوبي ميخواهم براي ديگران تا شايدكمي از آن هم سهم خودم باشد .
حال اي بزرگ ، اي قادر در اين تنهايي كه كسي را ندارم و فقط تو را دارم مي خواهم از تو چيزي طلب كنم ، از تو كه هميشه دهنده اي و بي منت ميدهي . مثل هميشه ، ابتدا براي ديگران ، ديگراني كه زخم زدند ، تنها گذاشتند ، بي وفا بودند و ساده گذشتند بدون نگاهي از روي مهر و يا حتي دلسوزيي ساده .
خدايا ! هر جا كه هستند ؛ سلامت بدارشان ، هر جا كه هستند ؛ سبز بگردانشان و تنها ، روزي طعم عشق را به آنان بچشان ؛ تا معني حرفهاي مرا بفهمند اما زود مرا از ذهنشان دور كن كه مـبـادا دلتنگ عشقي شوند كه نديده گرفته اند و دلشان را سرشار از عشقي گردان كه ميخواهند تا همچون من نتوانند لذت نرسيدن را بچشند كه ميدانم طاقتش را هم ندارند .
و حال براي خودم :
خدايا ! خسته ام ؛ از اين گونه زيستن راضي نيستم كه ميدانم تو هم راضي نيستي ؛ چگونه با اين مردمان بايد بزيم ، تو خود مرا حفظ كن يا نزد حود ببر كه ديگر نميخواهم عشقم به دست نا محرمان عشق بيافتد و نميخواهم بزرگي دوست داشتن براي اين رنگين مردمان حقير گردد طاقت اين دوري را ندارم اي والاترين عشق كه تو خود مرا آنگونه آفريده اي كه هميشه عاشق باشم .
خداوندا كمكم كن تا آن هنگام كه به تو مي پيوندم هيچ گاه همچون اين نامردمان نگردم ، قلبي نشكنم و دلي بي حرمت نكنم ، خدايا كمك كن آبرويي نريزم و تا آنجا كه از من بر مي آيد ديگري را تنها نگذارم . كمك كن تا معني دوست داشتن را حقير نكنم كه اين معناي حقيقي آفرينش است . كمك كن تا هيچگاه در قلبم نفرت جا باز نكند و جايي نداشته باشد كه نفرت آتشي ست سركش كه همه را ميسوزاند ؛ كمك كن تا دوباره بنويسم از مقدس ترين چيزي كه آفريده اي و همان دليل آفريدن انسان بود ، كمك كن تا دوباره فرياد دوستت دارم ها را ، بي صدا زمزمه كنم و از عشق بگويم كه مي دانم تو هم عاشقي و عشقت آفريدن عاشقان است .

                                                  *******************

                               

ط¯ط§ط±غŒظˆط´

 

             دیدبان موسیقی: موسیقی پاپ و بازار

مردمی و عوام‌پسند بودن موسیقی ربطی به سبک و سیاق آن ندارد. اما از آنجایی که مردم گرایش بیشتری نسبت به قطعاتی با ریتم شش‌هشتم دارند، موسیقی که بر مبنای این ریتم شکل گیرد، مورد پسند قرار گرفته و به آن موسیقی، «مردمی» یا همان «پاپ» گفته می‌شود.

کسانی که بر مبنای علاقه مردم فعالیت کنند، هم تهیه‌کننده دارند و هم از فروش خوب آلبوم و بلیط‌های کنسرت بهره‌مند می‌شوند. البته این استقبال به نسبت آلبوم‌های {شجریان} و {ناظری} اندک است و بیشترین مخاطبان آلبوم‌های پاپ در شهرستان‌ها زندگی می‌کنند. اما رشد تعداد خوانندگان پاپ به نسبت آغاز فعالیت دوباره‌شان در عرصه موسیقی بهت‌آور است. اگر بخواهیم به معرفی این افراد بپردازیم به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند. دهه هفتادی‌ها و دهه هشتادی‌ها. در این میان خوانندگان پاپ خارج از کشور نیز به کار خود ادامه می‌دهند و برای مقایسه دستمزد کاری آنها را هم می‌آورم. دستمزد کاری خوانندگان داخلی از خود این خوانندگان یا از اشخاص نزدیک به آنها گرفته شده است.

دهه هفتادی‌ها

این خوانندگان از اوایل شروع مجدد موسیقی پاپ در ایران، یعنی همان دهه هفتاد خورشیدی، پای به این عرصه گذاردند، تا کنون مخاطبان خود را یافته و علاوه بر فروش بالای آلبوم‌ها تمامی بلیط‌های کنسرت‌هایشان نیز فروخته می‌شود. در نتیجه، این خوانندگان از لحاظ حرفه‌ای دستمزد بالاتری نسبت به بقیه دریافت می‌کنند. بطور مثال:

- {علیرضا عصار} همراه با گروه کوچ: ۷ تا ۱۰ میلیون تومان (آلبوم‌ها: کوچ عاشقانه، حال من بی تو، عشق الهی، مولای عشق، ای عاشقان)
- {محمد اصفهانی}:
۷ تا ۱۰
میلیون تومان (آلبوم‌ها: حسرت، فاصله، ماه غریبان، نون و دلقک، تنها ماندم، هفت سین، گل‌چین، برکت)
- {ناصر عبدللهی}:
۴
میلیون تومان (آلبوم‌ها: عشق است، دوستت دارم، بوی شرجی، هوای حوا)
- {سعید شهروز}:
۵
میلیون تومان (آلبوم‌ها: پسرای مشرقی، غزلک، نقره داغ، معبد، جون من و جون شما، گلابتون، پسرم)
- {گروه آریان}:
۷ میلیون تومان (آلبوم‌ها: گل آفتابگردان، و اما عشق، تا بی نهایت)

به استثنای «سعید شهروز»، تمامی خوانندگان و گروه آریان در مراسم دولتی نیز به اجرای برنامه می‌پردازند. همچنین، «سعید شهروز» و «ناصر عبدللهی» پیش از شناخته شدن به عنوان خواننده‌های مردمی در مجالس و مناسبت‌ها به اجرا می‌پرداختند.

دهه هشتادی‌ها:

این دسته جزو نسل بعدی محسوب می‌شوند. کسانی‌که آغاز فعالیت‌های حرفه‌ای‌شان به اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد بر می‌گردد و تا امروز نیز ادامه دارد. (دستمزدهایی که در ذیل آورده شده بدون بر آورد هزینه گروه و فقط مختص خوانندگان است.)

- حامی: ۱ میلیون تومان (آلبوم‌ها: دونیمه رویا، سام و نرگس) پیش‌تر در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کرده.
- {حمید خندان}:
۸۰۰ – ۶۰۰
هزار تومان (آلبوم‌: شورع قصه)
- {محمد خاکپور}:
۵۰۰
هزار تومان (آلبوم‌ها: پل، تو، به گل قسم) پیش‌تر در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کرده.
- {فرزاد فرزین}:
۱- ۱/۵
میلیون تومان (آلبوم:شراره) در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کند.
- {مهدی مقدم}:
۱ - ۲
میلیون تومان (آلبوم: خونسرد) پیش‌تر در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کرده.
- {بهزاد ابطحی}:
۲
میلیون تومان (آلبوم‌ها: سفر، قرمز و زرد و آبی، چیکه چیکه) در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کند.
- {حمید اصغری}:
۵۰۰
هزار تومان (آلبوم‌: آیینه دق) در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کند.
- {حسین استیری}:
۳۰۰
هزار تومان (آلبوم: جرم) پیش‌تر در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کرده.
- {محسن فرهی}:
۵۰۰
هزار تومان (آلبوم: دل‌شکسته) پیش‌تر در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کرده و هم اکنون در سفره‌خانه باربد برنامه اجرا می‌کند.
- {نادر مسچی}:
۳۰۰
هزار تومان (آلبوم: زندگی عروسکی) در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کند.
- {امیر مرآت}:
۳۰۰
هزار تومان (آلبوم: دزد دل) در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کند(در مجالس به نام امیر شهریار معروف‌اند).
- {کسری جوادی}:
۲۵۰
هزار تومان (آلبوم: گل ناز) پیش‌تر در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کرده و هم اکنون در سفره‌خانه باربد برنامه اجرا می‌کند.
- {مسعود خادم}:
۲۵۰
هزار تومان (آلبوم‌های: هوس، پنجره چوبی، گم گشته).
- {امیر عبدلله}:
۸۰۰ هزار تا ۱
میلیون تومان (آلبوم: غصه مخور) اجرای برنامه در سفره‌خانه شبستان.
- {مجید رضازاده}:
۵۰۰ هزار تا ۱
میلیون تومان (آلبوم: نمی‌شه) در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کند.
- {امیر تاجیک}:
۴ میلیون تومان با ارکستر کامل و ۸۰۰
هزار تومان بدون ارکستر (آلبوم‌ها: همکلاس، من و دل) در مناسبت‌ها و مجالس شرکت می‌کرده.
- {مجتبی کبیری}:
۲ میلیون تومان با ارکستر و ۸۰۰
هزار تومان بدون ارکستر (آلبوم‌ها: ساز مخالف، معرکه).
- {مانی رهنما}:
۱ میلیون تومان (آلبوم‌ها: آخرین غزل، فصل پرواز، ترانه تمام شد).

این دسته از خوانندگان در کنسرت‌ها یا مناسبت‌ها بیشتر با *گروه کارما* حضور می‌یابند. گروه کارما به سرپرستی {بهنام ابطحی}، متشکل است از {علی شهبازی} (گیتار الکتریک)، {آرش مقدم} (گیتار بیس)، {علیرضا میرآقا} (پرکاشن)، {بهروز علیاری} (کی‌بورد)، {آرگام میریعقوبی} (درامز)، {آدولف هوسپیان} (درامز)، {امید حاجیلی} (ترومپت)، {حسن فرهمند} (ترمپت) و {حسین شریفی} (ترومبون). دستمرد این گروه ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است.

شکل اصلی این گروه از افراد دیگری تشکیل شده که آثاری مستقل دارند. بهنام ابطحی (سرپرست گروه، تنظیم کننده قطعات، نوازنده درامز)، {بهزاد ابطحی} (پرکاشن)، علیرضا میرآقا (پرکاشن و ترومپت)، {سمیرا دیلمقانی} (کر)، {لیلی نکوهش} (کر)، {لیلی علینقیان} (کر)، {پژمان میرمبین} (گیتار اسپانیش)، علی شهبازی (گیتار الکتریک)، آرش مقدم (گیتار بیس)، {پیمان ملکیان} (کی‌بورد) تا کنون کنسرت‌هایی در کیش، دبی و سوئد برگزار کرده‌اند.

خوانندگان پاپ لس‌آنجلسی

دستمزد خوانندگان پاپ در ایران در مقایسه با همتایان لوس‌آنجلسی‌شان اندک محسوب می‌شود. این در حالی است که دبی میزبان کنسرت‌ها و مجالس و عروسی‌هایی است که در آن هم خوانندگان وطنی و هم لوس‌آنجلسی حضور دارند و طبیعتاً برد با غیر وطنی‌ها‌ست. مثلاً:

- {داریوش}: ۴۵ هزار دلار
- {ابی}:
۲۸
هزار رلار
- {معین}:
۲۸
هزار دلار
- {بیژن مرتضوی}:
۲۰
هزار دلار
- {شهبال شبپره}:
۲۰
هزار دلار
- {لیلا فروهر}:
۱۲
هزار دلار
- {کامران} و {هومن}:
۱۲
هزار دلار
- {شهرام شبپره}:
۱۰
هزار دلار
- {افشین}:
۱۰
هزار دلار
- {شهرام کی}:
۸
هزار دلار
- {سامان}:
۵
هزار دلار
- {مهستی}:
۵ هزار دلار

البته هر یک از خواننده‌های فوق به غیر داریوش در صورتی که در مجالس شرکت کنند، بین ۲ تا ۴ هزار دلار کمتر از کنسرت‌ها دریافت می‌کنند.

خوانندگان دهه هشتاد ایران در حال تثبیت وضعیت خودند و نمی‌توان به صورت قاطع گفت که مخاطبان‌شان را یافته‌اند و یا آلبوم‌هایشان موفق است. اما به هر حال بخش اعظمی از آلبوم‌های بازار را تشکیل می‌دهند و حضورشان در کنسرت‌های گروهی، مناسبتی و مراسم دولتی چشم‌گیر است.

موفقیت آلبوم‌های دهه هشتادی‌ها نسبی‌ست. از یک طرف، هزینه جمع کردن آلبوم‌های پاپ کم است و همین تولید‌کنندگان را به وسوسه می‌اندازد. معدودی آهنگساز، مثل (امیر قدیانی}، بهنام ابطحی، {امیر بکان}، {چراغعلی}، قطعات اکثر آلبوم‌های موجود در بازار را تنظیم می‌کنند. خود خواننده‌ها (سعید شهروز، محمد خاکپور، {فرهاد جواهرکلام}) نیز پس از انتشار اولین آلبوم‌شان به فکر آهنگساز شدن می‌افتند و در برخی از موارد سازها را حذف کرده از سینتی‌سایزر استفاده می‌کنند، که مسلماً هزینه‌ها کاهش می‌یابد و سود حاصله تقدیم تهیه‌کننده و خواننده می‌شود و این یکی از روش‌های سوددهی در موسیقی پاپ محسوب می‌شود.

بازار گرم فروش آلبوم‌های پاپ بیشتر در شهرستان‌هاست. گه‌گداری در فروشگاه‌های خارج از ایران نیز این آلبوم‌ها به چشم می‌خورد. تولید و پخش آلبوم‌های خارج از ایران اغلب نه در دست خواننده یا تهیه‌کننده اصلی که در دست شرکت‌هایی چون *ام‌زی‌ام*  است، که علاوه بر انتشار آلبوم‌های لوس‌انجلسی به تولید و پخش آلبوم‌های وطنی نیز می‌پردازند و سود آن فقط مختص همان شرکت است.

روش دیگر برای رسیدن به سود و شاید یافتن تهیه‌کنندگان اصلی، انتشار غیر معمول در بازار است، کاری که {رضا صادقی} آنرا تجربه کرد. اولین آلبوم این خواننده همراه با ویدیوی کنسرت‌هایش بدون مجوز و تهیه‌کننده در بازار پخش شد و آلبوم بعدی با تهیه‌کننده و مجوز ارشاد انتشار یافت و مخاطبان از همان آلبوم اول جذب موسیقی او شده بودند. در کنار تمام این امتیاز‌ها صادقی در صدا و سیما نیز حضور یافت.

دیگر آنکه روشی تبلیغاتی‌رسانه‌ای وجود دارد که تا حدودی موفقیت‌آمیز بوده‌است. شبکه‌های ماهواره‌ای *مهاجر* (یا ام‌آی تی‌وی)، *ایران موزیک* و *پی‌ام‌سی* سکوهایی هستند که فضایی برای معرفی و تبلیغات گروه‌های پاپ ایجاد کرده‌اند. در این کلیپ‌ها،  هم مجوزدار می‌توان یافت و هم بدون مجوز. دسته‌ای از مجوزدارها که نمی‌خواهند با پخش ویدیو کلیپ‌شان مشکلی در داخل برای کارشان ایجاد شود، در ابتدا مجوز کلیپ‌ها را از ارشاد می‌گیرند، با تیراژ پایین در بازار پخش می‌کنند و بعد در شبکه‌ها نشان‌شان می‌دهند، گویی شبکه‌ها هم از بازار آنرا تهیه کرده‌اند نه مستقیماً.

اما تهیه‌کننده‌ها که شاید قطب‌های اصلی بازار موسیقی و تولید آثارند، بیش از هر نوع و سبک موسیقی در پی شش‌هشتی‌ها می‌گردند. به همان دلیل که هزینه‌شان پایین است و در حد خودشان خوب می‌فروشند. این تهیه‌کنندگان اصلی با هم تبانی می‌کنند و قطب بزرگ و مهمی محسوب می‌شوند که نام *مافیای لاله‌زار* بر آنها نهاده‌شده است. در ضمن در ارتباط مستقیم با مرکز موسیقی ارشادند که این موهبت در زمان {مرادخانی} رییس ابرجاستسبق مرکز موسیقی پا گرفت.

هم آواز آهنگ به مدیریت {اکبر سلطانی}، ایران گام {حسین‌خانی}، آوای نکیسا {غلام علمشاهی}، ترانه شرقی {محسن رجب‌پور}، رامشه موزیک {مجتبی شاه‌علی} که ایران موزیک و بخشی از شبکه مهاجر  توسط او اداره می‌شود، پویا موزیک {شهریار مشایخی}، آوای ماندگار {عظیمی}، دارینوش‌ {مجتبی معظمی}، آوای باربد { حمید اسفندیاری}، آونگ تار {خوارزمی}، پیغام سحر {تبریزیان} همان تهیه‌کنندگان اصلی محسوب می‌شوند.

البته نباید نادیده گرفت که در سه ماه گذشته ممیزی‌های ارشاد سخت گرفته‌اند و به راحتی مجوز صادر نمی‌کنند. اما تا وقتی بقیه راه‌ها باز است، فعالیت‌ها نیز پا برجاست

2 نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 12:45  توسط مسلم  | 

تبریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک
 

  تنها رنگ خوب من ...

 

قصد جان می‌کند اين عيد و بهارم بی تو

اين چه عيدی و بهاری است که دارم بی تو

گيرم اين باغ ، گلاگل بشكوفد رنگين

به چه كار آيدم اي گل ! به چه كارم بي تو ؟ 

با تو ترسم به جنونم بكشد كار ، اي يار !

من كه در عشق چنين شيفته وارم بي تو

به گل روي تواش در بگشايم ور نه

نكند رخنه بهاري به حصارم بي تو 

گيرم از هيمه زمرد به نفس رويانده است 

باز هم باز بهارش نشمارم بي تو

با غمت صبر سپردم به قراري كه اگر 

هم به دادم نرسي ، جان بسپارم بي تو

*

بي بهار است مرا شعر بهاري ، آري

نه همين نقش گل و مرغ نيارم بي تو ،

دل تنگم نگذارد كه به الهام لبت

غنچه‌اي نيز به دفتر بنگارم بي تو

.

.

.

.

.

.

‹‹ استاد حسين منزوی ››

 *******************


***************

در اين‌جا چار زندان است
به هر زندان دوچندان نقب و در هر نقب چندين حجره، در هر حجره
چندين مرد در زنجير...
در اين زنجيريان هستند مرداني که مُردار ِ زنان را دوست مي‌دارند.
در اين زنجيريان هستند مرداني که در روياي ِشان هر شب زني در
وحشت ِ مرگ از جگر برمي‌کشد فرياد.
من اما، در زنان چيزي نمي‌يابم ــ گر آن هم‌زاد را روزي نيابم ناگهان،
خاموش ــ
من اما، در دل ِ کهسار ِ روياهاي ِ خود، جز انعکاس ِ سرد ِ آهنگ ِ صبور ِ
اين علف‌هاي ِ بياباني که مي‌رويند و مي‌پوسند و مي‌خشکند و
مي‌ريزند، با چيزي ندارم گوش.
مرا گر خود نبود اين بند، شايد بامدادي، هم‌چو يادي دور و لغزان،
مي‌گذشتم از تراز ِ خاک ِ سرد ِ پست...
جُرم اين است!

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

سال نو رو به همه دوستان عزیز تبریک میگم البته با تاخیر امیدوارم سال خوبی داسته باشید.

از همه دوستانی که بهشون سر نزدم معذرت میخوام

قول میدم بعد تعطیلات به همه سر بزنم.

پاینده باشید و داریوشی

دوستار همه شما مسلم

2 نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 21:3  توسط مسلم  |